
چقدر خوب شد زن شدیم!کمد و اتاقمان را به هم میریزیم و همه چیز را از اول سرجایش مرتب میگذاریمآن وقت فکر میکنیم آمادهایم برای گرفتن تصمیمات بزرگ!وسط غمبادهای روزانه شروع میکنیم به شستن ظرفها و بازی کردن با کف روی سینک ظرفشویی،تمام غمهایمان را همراه سرامیکها آشپزخانه میساییم و میساییم و با قدرتتر میسایم،جارو رامحکمتر روی فرش میکشیم و فکر میکنیم تمام خوره های فکریمان از لوله جارو بالا میرود،دست به ساختن میزنیم،شیرینی و کیک و غذاهای عجیب عجیب میپزیم و از خلق کردنهایمان حس بهتری میگیریم،مینشینم برای مرتب کردن فکرهایمان رج به رج کامواها را همراه فکرها میبافیم!دکور خانه را عوض میکنیم و تنهایی با کشیدن مبلها خودمان را ازنفس میاندازیم و فکر میکنیم چه انتقامی!.بعد به جان خودمان و صورتمان و دستهایمان می ...
ادامه مطلب